تبليغاتX
...یک روز در تمام دنیا کافی است
...یک روز در تمام دنیا کافی است

عاشق شدن تو این قفس به خاطره تو بود بس ¤¤¤ برای زنده بودنم چشمای تو بهانه بود بس

عاشق شدن کناره تو برای من تولدی  دوباره بود

بیا کناره من بمون نزار که تنها بموم ¤¤¤ قصه ی تلخه حسرت را دیگه نمی خوام بخونم

عاشق شدن تو این قفس به خاطره تو بود بس ¤¤¤ رفتی بده از تو برام حرومه حتی یک نفس

دیگه دارم کم می یارم طاقت موندن ندارم ¤¤¤ رفتی ولی این را بدون بده تو هر شب میبارم

اگر نبا شی پیشه من روزی هزار بار میمیرم ¤¤¤ مگه نمیدونی که من عمری تو چشمات می سوزم

خیالم این بود برا من داری بهانه میاری ¤¤¤ حتی نفهمیدم که دیگه منو دوست نداری

عاشق شدن تو این قفس به خاطره تو بود بس ¤¤¤ رفتی بده از تو برام حرومه حتی یک نغس

به خاطره تو بود بس

 


لينك ثابت | به تحریر:حامد | موضوع | تاريخ |


گل بارون زده

گل بارون زده ی من گل یاس نازنینم

می شکنم پژمرده می شم نزار اشکاتو ببینم

تا همیشه تو رو داشتن داشتن تمام دنیاست

از تو و اسم تو گفتن بهترین همه حرفاست

با تو، با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم

لحظه هام پر می شه از تو وقت غم خوردن ندارم

ای غزل واره ی دلتنگ که همه تنت کلامه

هنوزم با گل گونت شرم اولین سلامه

ای تو جاری توی شعرم مثل عشق وخون و حسرت

دفتر شعر من از تو سبد خاطرهامه

ای گل شکسته ساقه، گل پرپر

که به یاد هجرت پرنده هایی

توی یأس مبهم چشمات می بینم

که به فکر یه سفر به انتهایی

سر به زیر دل شکسته نازنیم

اگه ساده است واسه تو گذشتن از من

مرثیه سر کن برای رفتن من

آخه مرگه واسه من از تو گذشتن

با تو با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم

لحظه هام پر می شه از تو وقت غم خوردن ندارم

گل بارون زده ی من اگه دلتنگم و خسته

اگه کوچیدن طوفان ساقه ی منم شکسته

می تونم خستگی هاتو از تن پاکت بگیرم

می تونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم

می تونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم




لينك ثابت | به تحریر:حامد | موضوع | تاريخ |

ای که دور از من و یاد منی....با خبر باش که دنیای منی
شادیت شادی من...غصه ات غصه ی من
قلب من خانه تو...خانه ات قبله ی من

 

ای کاش رهگذری بودم و هرگز تو را نمیدیدم

بلای آسمانی

 

در قصه ای قدیمی حکایت می کنند، که وقتی روزی روزگاری در سرزمینی دور، مردم گناهان بسیار کردند و مورد خشم خدا قرار گرفتند، خدا بر آن شد که تنبیهی سخت بر آنها مقرر فرماید.

 تنبیهی سخت تر از آتش، سیل، زلزله و بیماری، تنبیهی که نسلها را سوزانده تر از آتش بسوزاند، بی آنکه کسی بیندیشد یا به آن واقف شود.

 

پس خداوند دو کلمهء ((دوستت دارم)) را از ذهن وقلب مردم پاک کرد، چنانکه از روز ازل آن کلمات را نشیده و نه گفته و نه احساس کرده باشند.

 

ابتدا همه چیزعادی و زندگی به روال همیشگی خود در گذر بود، اما بلا کم کم رخ نمود، زمانی که مادری می خواست عشقی بی غش تقدیم فرزندش کند، هنگامی که دو دلداده می خواستند کلام آخر را بگویند و خود را به دیگری واگذارند، آنگاه که انسانها، دو همسایه، دو دوست در سینه چیزی گرم و صادقانه احساس می کردند و می خواستند که آن را نثار دیگری کنند. زبانها بسته بود و زبانها منتظر و آن کلامی که پاسخگوی همه این نیازها بود، از دهان کسی بیرون نمی آمد و تشنگیها سیراب نمی شد.

 

و بعد...

کم کم سینه ها سرد شد، روابط گسست، و ملال و بی تفاوتی جایگیر شد، دیگر کسی حرفی برای گفتن به دیگری نداشت، آدمها در خود فسردند و در تنهایی بی وقفه ای از خود پرسیدند:

چه شد ما به اینجا رسیدیم، کدام نعمت از میان ما رخت بربست؟ اندوه امانشان را برید. خداوند دلش به حال این قوم که مفلوک تر از همه اقوام جهان شده بودند، سوخت و کلمات ((دوستت دارم)) را به قلب و ذهن آنها بازگرداند..........

خدا را شکر ما هنوز می توانیم به یکدیگر بگوییم:

 

 

 

 

 


لينك ثابت | به تحریر:حامد | موضوع | تاريخ |

منو انتظار و کابوس تنهایی   منو حس اينکه هر لحظه اينجایی
  دارم ایینه ها را گم میکنم کم کم  تو را هر طرف رو میکنم میبینم
  نگو از تو چشمام چیزی نمی خوانی تو که لحظه لحظه حالم را میدونی
 اگر این بهار هم بر نگردی خونه  دیگر چیزی از من یادت نمیمونه
 منو رها کن از این فکره تنهایی  تو نرفتی تو هنوزم اینجایی ۰۰۰۰

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

 
 


لينك ثابت | به تحریر:حامد | موضوع | تاريخ |

یه روز سیاه . یه روز سپید . یه روز زرد
یه روز غروب غم گرفتة سرد
یه روز برای تو که شاعرانه س
یه روز برای من که بی ترانه س
یه روز تویی . روزی که شب نمیشه
یه روز منم . ابری تر از همیشه
یه روز منم . اسیر خاک تبعید
یه روز تویی . اونور خواب خورشید
تو چشم من . تویی که آسمونی
تو خواب من . تویی که مهربونی
تویی که واژه واژه دلنشینی
هنوز عزیز . هنوز عزیزترینی
هنوز به یاد تو . به یا دخونه
گل میکنن شعرای عاشقونه
هنوز به یاد تو بهار . بهاره
هنوز صدام عطر صداتو داره
فقط نذار شاعر شب بمیره
نذار صدام رنگ عزا بگیره
اگر میسوزه شب شاعرانه
فقط نذار بمیره این ترانه
فقط نذار بمیره این ترانه
یه روز سیاه . یه روز سپید . یه روز زرد
یه روز غروب غم گرفته سرد
یه روز برای تو که شاعرانه است
یه روز برای من که بی ترانه است
یه روز تویی . روزی که شب نمیشه
یه روز منم . ابری تر از همیشه
یه روز منم . اسیر خاک تبعید
یه روز تویی . اونور خواب خورشید
تو چشم من . تویی که آسمونی
تو خواب من . تویی که مهربونی
تویی که واژه واژه دلنشینی
هنوز عزیز . هنوز عزیزترینی
تو چشم من . تویی که آسمونی
تو خواب من . تویی که مهربونی
تویی که واژه واژه دلنشینی
هنوز عزیز . هنوز عزیزترینی
هنوز عزیز . هنوز عزیزترینی
تو چشم من . تویی که آسمونی
تو خواب من . تویی که مهربونی
تویی که واژه واژه دلنشینی
هنوز عزیز . هنوز عزیزترینی...

 


لينك ثابت | به تحریر:حامد | موضوع | تاريخ |



                                                                  تا چند صباحي ديگر شايد پايان راه زندگي ام باشد ، و يا شايد آغاز دوباره زندگي
آري من بيمارم ، بيماري كه من مبتلا شده ام پايانش مرگ است ، تاريخ مرگم را ميدانم و منتظر آن مي مانم تا فرا رسد اميدي ندارم ، تنها اميدم به خداست كه دواي دردم را برايم برسان
د


ميخواهم در اين لحظات كه از مرگ خودم باخبرم و ميدانم چه زماني فرا مي رسد وصييتي براي همگان بنويسم پس بخوانيد وصييت من را در اين دفتر عشق


آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد


آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس
آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد
آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد


وصيت من به همه عاشقان و آدميان همين چند جمله بود

من سرطان دارم ، سرطان عشق

دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد
دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد
پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود
   

      


لينك ثابت | به تحریر:حامد | موضوع | تاريخ |